
ساعت 5 بامداد روز چهارشنبه 24/6/1361 هـ.ش. (برابر با 15 سپتامبر1982م)، نیروهای زرهی و چترباز ارتش اسرائیل وارد بیروت غربی شدند. یکی از ستونهای اصلی این نیروها با پیشروی خود، در کنار اردوگاه های«صبرا» و «شتیلا» مستقر شدند. 
ساعت چهار بعدازظهر، کاروان فالانژها به مرز اردوگاهها که در محاصره نیروهای اسرائیلی بود، رسیدند. سربازان راه را برای این کاروان باز کردند و آنها با گلولهباران شدید وارد اردوگاهها شدند. 
ریگان در پاسخ به اعتراض شفیق وزان نخستوزیر وقت لبنان که به ورود اسرائیل اعتراض کردهبود، پاسخ داد:«اسرائیل معتقد است که بعد از کشته شدن بشیرجمایل، این یک پیشروی محدود برای حفظ امنیت است.» 
فالانژیستها، بیرحمانه هر انسان زندهای را که یافتند، ابتدا مورد اذیتوآزار قرار داده، سپس به قتل رساندند. روش کشتار به فجیعترین شکلِ ممکن بود. با کارد شکم زنان حامله دریده شد، سرها از تن جدا گردید و با سرنیزه بر روی بدن خونین کودکان و زنان، نشان صلیب کشیده شد. 
یک افسر فالانژ، پشت بی سیم، از فرماندهی عملیات پرسید: «با پنجاه زن و کودکی که به محاصره در آوردهام چه کنم؟ «ایلی حُبَیقِه»، فرمانده شبهنظامیان مسیحی، گفت: «این آخرین باری باشد که این چیزها را از من میپرسی ... خودت که بهتر میدانی باید چه کار بکنی!» 
بوی مرگ و انبوه مگس و اجساد روی هم انباشته، همه جا را گرفته ... دستهاوپاها به هم گره خورده است. انگار از قساوتِ مرگ به هم پناه آورده بودند. گلولهها را در سرشان خالی کردهبودند. سر عدهای دیگر را قطع کرده بودند. چشمانشان باز و متشنج مانده بود. مرگ هم نتوانسته بود رعب و وحشت را، به ویژه در چشمان کودکان، برطرفکند 
چند متر جلوتر، جسد پنج زن و تعدادی کودک، روی تلی از خاک به پشت افتاده ... از جمله یک زن که اجزای بدنش مثله شدهبود و در کنارش سر بریده دخترکی با نگاهی خشمگینانه به قاتلان، دیده میشود؛ و دخترکی دیگر، تقریباً سهساله در لباسی سفید، آغشته به خون و گِل، و سری از هم پاشیده با گلوله ... 
در کنار خانهای نیمه ویران، زن جوانی در حالی که طفل شیرخوارش را در آغوش گرفته، به رو افتاده است. تلاش کرده بود خود و کودکش را از چنگ قاتلان نجات دهد، اما جنایتکاران از پشت او را به رگبار بسته بودند. گلولهها از بدنش عبور کرده و در بدن طفل شیر خوارش نشسته بود. 
در کنار دیواری، اجساد دستبسته چند نوجوان پانزده، شانزدهساله ردیف شده بود. آنها دیگر نه مدرسه را خواهند دید، و نه معلمان و دوستانشان را. 
در کوچهای، دو دختر یازده یا دوازده ساله افتادهاند، قاتلان قبل از خالی کردن گلوله در سرشان، آنان را مورد تجاوز قرار داده بودند. در جای دیگری، بلدوزرهای اسرائیلی، آوار خانهها را روی تعدادی جسد ریخته بودند. از میان سنگها و خاکها، دست زن بارداری دیده میشود، میخواسته کارت شناسایی لبنانیاش را نشان دهد که مهلتش نداده بودند 
نیروهای فالانژ در اقدامی سبعانه در ورودی اردوگاه صبرا را بستند و با دور کردن مردم از این ناحیه خواستند که خبرنگاران و مردم لبنان از مساله بویی نبرند. آنگاه نظامیان رژیم صهیونیستی و نیروهای فالانژ با گردآوری فلسطینیان آنان را قتلعام کردند. 
کشتار از غروب روز پنجشنبه شانزدهم سپتامبر، هنگامی آغاز شد که نظامیان اشغالگر صهیونیست 300 تن از نیروهای شبه نظامی فالانژیست لبنان را وارد اردوگاه کردند. رژیم تروریستی اسرائیل کمی بعد اعلام کرد که قصد داشت اردوگاهی را که عرفات در حدود دو هزار مبارز فلسطینی را در آنجا رها کرده بود، پاکسازی کند. قتل عام تا صبح روز شنبه 18 سپتامبر یعنی بیش از 36 ساعت ادامه داشت و در این مدت همزمان با سکوت کامل در رژیم صهیونیستی، قتل و کشتار و تجاوز به فلسطینیان در آنجا همچنان ادامه یافت. 
در این قتل عام 3297 کودک و نوزاد و زن فلسطینی و لبنانی از مجموع 20 هزار ساکن این اردوگاه شهید شدند. در میان کشته ها 136 لبنانی دیده شد. پیکر 1800 نفر در خیابانها و کوچه های تنگ این دو اردوگاه رها شده بود و 1097 نفر دیگر هم در بیمارستان غزه و 400 تن دیگر در بیمارستان عکا به شهادت رسیدند 
پس از این وحشیگری، شورای امنیت سازمان ملل متحد از رژیم صهیونیستی خواست که نیروهای خود را بلا شرط به مرز های شناخته شده لبنان عقب بکشد. اما این رژیم همچنان به حرکت خود در کشتار مردم بی دفاع فلسطین ادامه داد. شورای امنیت سازمان ملل متحد در همان سال از این کشتارها به عنوان قتل عام جنایی فلسطینیان یاد و آن را به شدت محکوم کرد 
به رغم محکومیتهای جهانی، هنوز جنایتکاران و عاملان این جنایت که دستور اجرای این کشتار را صادر کردند به دستگاههای قضایی تحویل داده نشدهاند و همزمان با بیست و پنجمین سالروز کشتار صبرا و شتیلا، فلسطینیها همچنان کشتارهای دیگری را چه در گذشته و چه در حال به یاد میآورند. 
از آریل شارون به عنوان طراح جنایت صبرا و شتیلا نام برده می شود. وی که در آن زمان وزیر دفاع بود، بدون اطلاع دقیق نخستوزیر آن زمان اسرائیل، مناخم بگین، ارتش این کشور را به سوی بیروت، پایتخت لبنان، هدایت کرد. یک سال پس از حمله به لبنان، در 1983 میلادی، دادگاهی در اسرائیل، شارون را مسئول غیرمستقیم کشتارها دانست و به تبع آن وی از سمت وزارت برکنار شد. |